اولین های محمد امین


قروبون اون قد وبالایت بشم ،خیلی وقت بود که تصمیمیم داشتم موهای دردونه ام را کوتاه کنم ولی شرایط پیش نمی اومد که بریم خونه خاله اینا.یک هفته مونده به ماه مبارک رمضان به اتفاق خاله اینا و پدر رفتیم خونه مامااینا.5روز مانده بود تا چهار ماهگی ات تمام شود.
روز جمعه پدر با دایی اینا رفتن سوسن سرخاب که خوش بگذرونن
من هم از خاله خواستم تا فرصت هست موهایدردونمون را کوتاه کنیم ،ولی این تصمیم که به زبان اینقد راحت بود وقتی موقع اجرایش رسید همانند گذشتن از هفت خان رستم بود 
با این حال که خوابانده بودمت
ولی تا دست خاله به سرت نزدیک میشد سریع گردنت را می چرخاندی ومن گوشت تنم میریخت که الان که خودت را ناقص کنی
کمر خاله برید به مدت دو ساعت خم شده بود تا سرت را اصلاح کند
مرسی خاله که موهای ژسر مامانی را کوتاه کردی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین های محمد امین
