قشنگم

امشب خیلی خوب بود خاله اینا اینجا بودن خیلی سرگرم بودی،چون از بغلشان پایین نمی آمدی
نوبتی بغلت می کردن
و شما هم از این همه بغل لذت میبردی،ولی در بدو ورود نمی دانم از شلوغی
خانه ناراحت بودی یا چهره ها برایت ناآشنا بودن و احساس غریبی می کردی
که من مجبور میشدم چندین دفعه گریه هایت را آرام کنم،آنقدر با صدای بلند گریه میکردی که دلم
کباب می شد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قشنگم
