شش ماهگیت مبارک گلم
میدونید امروز چه روزیه!!!!!!!؟
امروز روزی ست که پسر مامانی آمپول سه گانه و هپاتیت و قطره فلج اطفال خورده حالا میدونی چه روزیه!!!!!؟
امروز روزی ست که پسر مامانی بزرگ تر شده !!!!؟
امروز روزی ست که مامان خداوند را به خاطر تمام نعمت های بی کرانش شکر گذاری میکند حالا میدونی چه روزیه!!!!؟
امروز محمد امین خان 6 ماهه شد
پسرم 6 ماه از قشنگ ترین روزهای عمرمان را با تو سپری میکنیم
پسر خوشکلم با اومدنت به دنیا خوشبختی مامان و بابا را کامل کردی
نفسم خیلی دوستت داریم
بقیش رو در ادامه مطلب با هم میخوانیم....
ساعت 9:30بود که بیدار شدم خیلی خوابم میومد،پسر مامان امروز باید بهداشت میبردمت.
وای چقد سختمه بیدار بشم آخه شکر مامانی دیشب بیش از 3دفعه بیدار شد بود و گریه میکرد، خانمی که تو بهداشت بود سری قبل بهم تذکر داد که دیر نیایید منم باید بلند شم،
بابایی گفته اگه هوا شرجی بود از خونه بیرون نزنید،در تراس رو باز کردم که وضعیت هوا را چک کنم،اه حالم بد شد از بو رطوبت وشرجی که وجود داشت در رو بستم ،
در گیر و دار رفتن و نرفتن بودم که تصمیم گرفتم بریم آخه مامان هوای اهواز اینطوری نیست که بگم فردا بهتر میشه،لباس پوشیدم و با آژانس رفتیم،خانم هر چقد دنبال پروندت گشت پیدا نکرد ،وضعیتت رو چک کرد زیاد تغییر نکرده بودی
بدو تولد: قد:49.5 وزن:3.760 دور سر:35.5
دو ماهگیت : قد:58 وزن:6 دور سر:39
چهارماهگیت: قد: 67 وزن:7.5 دورسر:41.5
شش ماهگیت: قد:69 وزن:8 دورسر: 43.5
دو تا آمپول بهت زد پای راست و پای و چپ واااااااااای چقد دردت اومد واقعاًدرد داره آخه چرا داخل ران بچها گناه دارن.
ای کاش راه چاره برا این آمپولا پیدا میشد
عیبی نداشت کاش اینا هم قطره بودن ..که قندعسلم ایقد درد نکشه..جان مادر دلم کباب شد

تازه از خواب بیدار شدی و آثار آمپول ،هنوز بی حال هستی و محیط کسل کننده است

شیر مرد م :تنها رفته بودیم بابایی سر کار بود، یعنی من هم میبایست نقش یک مرد قوی رو بازی کنم و هم یک مادر دلسوز
آخ!! سردرد گرفتم..
قرار شد دو هفته دیگه هم شما رودوباره بهداشت ببرم ،بهم گفت که از این به بعد باید غذای کمکی را شروع کنم
واااااااای.....
میدونی چرا!!!!!!؟
آخه من خودم قبلاً برات فرنی و نشاسته و بعضی سوپ ها رو بهت میدادم .... بگو خــــــــــــــوب ..!!!!!!!!!!!!
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب!!!!!
خیلی اذیت میکری و غذا نمی خوردی با دست میزدی زیر قاشق...!!!!
حالا من با این شخص که غذا نمیخوره ،قطره مولتی ویتامین کم بود ،قطره آهن هم اضافه شده چکار کنم!!!!!!!!!!
واقعاًاز شاخ غول شکستن سختره...
وقتی برگشتیم خونه اولین کاری که کردم قطره استامینوفن( این قطره جا افتاد) بهت دادم گفتش دو برابر وزنت یعنی 16قطره....خوردی و خوابیدی
منم کوزت شدم برا پسر فرنی درست کردم...........
محتویات اولین غذای 6ماهگی (برنج محلی،عسل،بادام،گلاب،شیر)
با هر زوری بود 3قاشق بهت دادم ...ولی ....ایقده به خودت فشار آوردی و زور زدی تا همش رو بالا آوردی
واااااااااااااااااااااااااای.............
تمام زحماتم بر باد رفت واقعاًخسته شدم، آخه نمیدونی چقد ادا و شکلک در آوردم تا همین 3قاشق رو خوردی..
بیخیال شدم...
حالا نوبت قطره آهن رسید ..............
.


شش ماهگیت مبارک گلم 
