محمد امین خانمحمد امین خان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

محمد امین گل همیشه بهار مادر

دلم .....امشب.............

1392/4/29 11:15
نویسنده : مامان
146 بازدید
اشتراک گذاری

 

سومین سالگرد ازدواج

یه وقتی..........

 یه روزی .........

 یه زمانی در همچین موقعه ای  سرنوشتمان آن طور که خدا خواست رقم خورد.

یه روز پر از استرس پر از نگرانی پر از دلتنگی،

همراه با یه احساس آرامش!

عروسی مامان و بابا در تاریخ٨٩/٤/٣٠ بود.

در یک روز گرم و داغ تابستان در رستوران جهانگردی برگزارد عروسی خلوت بود قصد نداشتیم شلوغ  بشه بخاطر شرایط آقاجون فقط دایی ها و خاله ها، عموها ،عمه ها بودن

هیچ وقت یادم نمیره وقتی رفتم خونه از آقاجون خداحافظی بگیرم همه داشتن گریه می کردن.

عروسی برگزار کردن دل خوش می خواست که من نداشتم ولی به اصرار دایی ها عروسی گرفتیم

سخت بود که بخوام آقام رو تنها بگذارم آیت نتونست عروسی بیاد مونده بود پیش آقاجون

دیگه نمی تونم مطب را ادامه بدم

 یعنی زمانی می رسه که من اون روزها راتکرار کنم.! فکر نکنم!!!

همه خاطرات آقام با تیتر بزرگ تو پیشونیم هک شدنافسوس

آه پسرم خیلی دوست دارم از آقاجون برات حرف بزنم اما دلم نمی رود به بیشتر نوشتن از این  روزهای زودگذر  

                                             خواستی فاتحه بفرست        

اگه خواستی فاتحه بفرست                                                     

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان آبتین
30 تیر 92 0:32
سلام تبریک بابت سالگرد ازدواجتون و تسلیت بابت مرحوم پدرتون ! روحشون شاد! غصه نخور!
مامان فرزانه
13 مرداد 92 9:51
خدا آقا رو بیامرزه مرد دوست داشتنی و مقتدری بود منو خیلی دوست داشت سالها با بیماری زجر کشید انگار فقط منتظر سروسامان گرفتن دختر عزیز دردونش بود تا با خیال راحت پرواز کنه انشاالله که محمد امین خان هم مثل آقاجونش 1مرد بزرگ و سرشناس بشه . غمگین نباش شاد باش همه 1 روزی میرن مهم اینه که حتی بعد از مرگشون بشون افتخار کنی .