طنین آسمانی
پسرکم ،شب های قدراست ، حال و هوای آدما عوض شده ،دلها صاف تر ،پاک تر و نزدیک تر به خدا شده است ،هر کسی دنبال یه گوشه ای میگردد تا تنهایی با خدای خودش دردودل کند.پسرم تو این شبا بنای زندگی انسان بر این است که حالی به حالی شود تا روحش صیقل خورده،امتحان داده و به کمال برسد.
21تا 23 ماه رمضان را با دایی رفتیم پیش ماما،پدر شرایط اومدن نداشت و این شبهای عزیز مسجد میرفت ،منم بخاطر شما خانه دار بودم و شبها با تی وی که مراسم حرم امام رضا را نشان می داد شب زنده داری میکردم.
یا رب به کرم بر من درویش نگر
در من منگر در کرم خویش نگر
هر چند نیم لایق بخشایش تو
بر حال من خسته دلریش نگر
خداوندا ،حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن،تا در هایی را که به سویم می گشایی ،ندانسته نبندم و در هایی را که به رویم میبندی ،به اصرار نگشایم.
گل پسرم این روزها آب ریزش بینی داشتی ولی خوب شدی ،نیاز به دکتر نبود ،قصد دکتر بردنت را هم نداشتم ،من همیشه و همیشه سلامتیتان را از خدا میخواهم ،خودش همیشه و همیشه کنارمان هست
چشمهایت را ببند ..ببند......
آه ........... حسش میکنی!؟


طنین آسمانی
